محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
168
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( إذا أحبط عمله الطويل و جهده الجهيد ، و كان قد عبد اللّه ستة آلاف سنة . . . ساعة واحدة ) اين بند به روشنى دلالت مىكند كه شيطان موجودى محسوس است . او روزگار درازى را بندگى خدا كرد و سپس مرتد گشت و از فرمان خدا سر باز زد و در نتيجه از زيانكاران گشت . مدت زمان ششهزار سال يا كمتر يا بيشتر كه در روايات آمده ، كنايه از زمان بسيار زياد است . اين عبادت طولانى مدت با انجام معصيتى در زمانى كوتاه تباه شد . ( فمن ذا بعد إبليس يسلم على اللّه به مثل معصية ؟ ) ابليس پس از اين همه عبادت ، با انجام معصيتى از درگاه خداوند رانده شد ؛ حال كيست كه خود را از چنين سرنوشتى در امان بيند ؟ ! بررسى درباره مدت زمان عبادت ابليس اهميتى براى ما ندارد و آدميان مكلف به دانستن اين مسأله نيستند . ( كلا ! ما كان اللّه سبحانه ليدخل الجنة بشرا بأمر أخرج به منها ملكا ) منظور از « ملك » در اينجا ابليس است . خداوند ابليس را تنها براى انجام معصيتى از درگاه رحمت خود راند ؛ پس چگونه كسانى كه بار گناهان بسيار به دوش دارند ، اميد به رحمت خداوند دارند ؟ ! هرگز ! چه آنكه خداوند مىفرمايد : « رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است . » « 1 » ( إن حكمه في أهل السماء و أهل الأرض لواحد ) خدا با هيچ يك از بندگانش ، رابطه و آشنايى ندارد و همه بندگانش نزد او يكسان هستند و با همه آنها برپايه عمل صالح برخورد مىكند : « هركه كار شايسته كند به سود خود اوست و هركه بدى كند به زيان خود اوست و پروردگار تو به بندگان [ خود ] ستمكار نيست . » « 2 »
--> ( 1 ) . إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ اعراف / 7 : 56 . ( 2 ) . مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ فصلت / 41 : 46 .